انتخاب میان متریالهای مختلف برای بازشوهای نما یکی از چالشبرانگیزترین مراحل طراحی فاز دو و برآورد متره ساختمانهای مدرن به شمار میرود.
انتخاب میان متریالهای مختلف برای بازشوهای نما یکی از چالشبرانگیزترین مراحل طراحی فاز دو و برآورد متره ساختمانهای مدرن به شمار میرود. در جلسات هماهنگی کارگاهی میان کارفرما، مهندس معمار و مجری نما، درک صحیح تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک تعیینکننده سرنوشت بهرهوری انرژی، سلامت سازهای و ماندگاری بازشوها خواهد بود. پنجره عنصری مجزا از سازه نیست؛ بلکه محل تلاقی بارهای جانبی باد، حرکات ناشی از نشستهای الاستیک، انتقال حرارت پوسته خارجی و هوابندی فضای زیستی است. تصمیمگیری میان این دو سیستم تنها مقایسه هزینه فاکتور اولیه نیست، بلکه یک ارزیابی جامع مهندسی شامل ممان اینرسی پروفیلها، رفتار در برابر تنشهای کششی و فشاری، و انطباق با الزامات مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان است.
پروفیل یو پی وی سی از پلی وینیل کلراید سختشده به همراه افزودنیهای پایدارکننده حرارتی، تثبیتکنندههای نوری و مقاومتبخشهای ضربهای (ایمپکت مودیفایر) تولید میشود. در مقابل، آلومینیوم ترمال بریک بر پایه اکستروژن بیلتهای آلیاژی استاندارد نظیر 6063 با عملیات حرارتی T5 یا T6 شکل میگیرد که ذاتا رسانایی حرارتی بالایی دارد. آنچه آلومینیوم را به یک سیستم عایق بدل میسازد، ادغام مهندسی تیغههای پلیآمید مسلح به الیاف شیشه میان دو جداره داخلی و خارجی پروفیل است.
در بررسی ساختار مولکولی و ترمودینامیکی، تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک در ضریب انبساط حرارتی خطی آشکار میشود. آلومینیوم با ضریب انبساط بسیار کمتر و نزدیک به شیشه، در برابر نوسانات شدید دمای شب و روز دچار تغییر ابعادی ناچیزی میشود. پلیمر UPVC ضریب انبساط خطی بالاتری دارد و چنانچه محفظههای داخلی آن با مقاطع تقویتکننده استاندارد مهار نشوند، در دهانههای مرتفع و اقلیمهای کویری با دفرمگی، افتادگی لنگه و از بین رفتن رگلاژ مواجه خواهد شد.
مهمترین پارامتر در تعیین ابعاد مجاز بازشوها، ممان اینرسی (Moment of Inertia) حول محور بحرانی پروفیل است. طبق مبحث ششم مقررات ملی ساختمان، فشار مثبت و منفی باد در طبقات بالایی برجها تنشهای خمشی شدیدی به لاملها و ستونهای پنجره (Mullion) وارد میکند. حداکثر خمش مجاز طبق استانداردهای مهندسی نما به نسبت یک بر صد و هفتاد و پنجم طول دهانه محدود است.
یک مقطع UPVC بدون تسمه یا قوطی فولادی گالوانیزه در حکم یک قالب توخالی پلاستیکی است. تحلیل دقیق تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک در سایتهای ساختمانی اغلب به بررسی همین مقاطع تقویتکننده منتهی میشود. در تولید استاندارد پنجرههای یو پی وی سی، استفاده از گالوانیزه با ضخامت حداقل ۱.۵ میلیمتر با پوشش زینک استاندارد در تمامی مقاطع فریم، ساش و مولیون الزامی است.
آلومینیوم خام دارای رسانایی حرارتی معادل ۲۰۰ تا ۲۲۰ وات بر متر کلوین است که عملاً آن را به یک پل حرارتی خالص تبدیل میکند. راهکار مهندسی برای تغییر این معادله، سیستم Thermal Break است. در این فرآیند، پوسته داخلی و خارجی پروفیل به وسیله تیغههایی از جنس پلیآمید مسلح به ۲۵ درصد الیاف شیشه (PA66 GF25) از یکدیگر تفکیک فیزیکی میشوند.
عمق و هندسه تیغه پلیآمید نقشه راه عایقبندی را مشخص میکند. تیغههای ساده مسطح، عایق پایه را فراهم میکنند، در حالی که تیغههای چندحجرهای و مارپیچ، جریان همرفتی داخل محفظه شکست حرارتی را متوقف میسازند. این ساختار مهندسی باعث میشود ضریب انتقال حرارت سطحی فریم به محدوده استاندارد مبحث ۱۹ سقوط کند. در سوی دیگر، پلیمر UPVC با رسانایی حرارتی طبیعی حدود ۰.۱۷ وات بر متر کلوین، ذاتاً یک نارسانا است و عایق حرارتی خود را از طریق چندحجرهای بودن محفظههای داخلی (Chambers) به دست میآورد.
افت انتقال صوت (Sound Transmission Class) یکی از حیاتیترین پارامترهای آرامش در کلانشهرهاست. برای درک علمی تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک در حوزه صدا، نباید تنها به جنس پروفیل بسنده کرد؛ چرا که بیش از ۸۰ درصد مساحت یک بازشو را شیشه تشکیل میدهد. با این حال، رفتار میرایی آکوستیک در این دو فریم متفاوت است.
صرفنظر از نوع پروفیل، شیشهای که بر روی فریم نصب میشود باید بالاترین سطح استاندارد صنعتی را دارا باشد. به کارگیری شیشههای شیت کارگاهی فاقد رطوبتگیر استاندارد، نقطه شکست قطعی در هر پروژهای خواهد بود.
در ادبیات کارگاهی، هوابندی و آببندی یک پنجره بر روی مقاطع لاستیکی آن استوار است. در بسیاری از موارد ارزانسازی غیراصولی، استفاده از درزبندهای بازیافتی PVC یا TPE نامرغوب مشاهده میشود که در تابستان خشک شده و در زمستان انعطافپذیری خود را از دست میدهند.
سیستمهای مدرن با شیشههای دوجداره لمینت یا سهجداره، بارهای مرده بسیار سنگینی تولید میکنند. یک لنگه بازشو با ابعاد ۱.۲۰ در ۲.۲۰ متر ممکن است تا ۹۰ کیلوگرم وزن داشته باشد. تحلیل تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک در مکانیزم یراقآلات، نشاندهنده نحوه انتقال این نیرو به سازه نگهدارنده است.
مهندس ناظر، سرپرست کارگاه و سازنده حرفهای نباید صرفاً به نام یا برند درجشده روی لیبلها اکتفا کنند. ارزیابی عینی تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک در زمان تخلیه بار و تحویل قطعات بر اساس این چکلیست میدانی صورت میپذیرد:
سنجش صحیح تفاوت پنجره UPVC و ترمال بریک بدون تحلیل هزینه اولیه در برابر هزینههای استهلاک و نگهداری ناقص خواهد بود. ضریب بازگشت سرمایه در پنجرهها تابع مستقیم اقلیم، تیپ پروژه و عمر مفید سازه است.
بهترین مقاطع پنجره در صورت نبود نقشههای شاپدرایینگ دقیق و نصب غیرمهندسی، از دستیابی به هوابندی و مقاومت باری بازخواهند ماند. فرآیند نصب باید در هماهنگی کامل با سابفریم آهنی (دستکها و قوطیهای انتظار) انجام پذیرد.
در نهایت، انتخاب صحیح میان این دو متریال پس از برآورد نیروهای وارده بر پوسته، تیپولوژی معماری و الزامات حرارتی پروژه شکل میگیرد. در صورتی که برای پروژههای نوساز مسکونی، اداری، ویلایی یا برجهای مرتبهبلند خود نیازمند محاسبه ممان اینرسی بازشوها، بررسی انطباق با مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان و دریافت نقشههای شاپدرایینگ اجرایی هستید، میتوانید جهت بررسی فنی نقشههای فاز دو، استعلام متراژ مصرفی و دریافت مشاوره مهندسی با کارشناسان دفتر فنی برنا پنجره تماس حاصل فرمایید.
مقالات مرتبط با این موضوع
مهندسی نمای خارجی در برجها و ساختمانهای مدرن فراتر از یک پوشش ظاهری ساده است.
انتخاب درب ورودی ساختمان پیش از آنکه تصمیمی وابسته به جلوه بصری و معماری باشد، یک معادله مهندسی سازه، متالورژی و فیزیک ساختمان است.
شما با نام ادمین وارد شده اید!!
